السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1332

تعليقات نقض ( فارسى )

من قبل من استحقّها و من لم يستحقّ و الإشارة الى شيء من إنكار من أنكر على من تأمّر أمير المؤمنين علي بن أبي طالب تأمّره و كيد من كاده من قبل و من بعد » گفته ( ص 42 چاپ اول ) : « و عن أبان بن تغلب : قال : قلت لأبي عبد اللّه جعفر بن محمّد ( ع ) جعلت فداك هل كان أحد في أصحاب رسول اللّه أنكر على أبي بكر فعله و جلوسه مجلس رسول اللّه ( ص ) ؟ - قال : نعم ؛ كان الذي أنكر على أبي بكر اثنا عشر رجلا ( الحديث ) و همچنين ابن طاووس ( ره ) در اليقين ( ص 108 - 113 چاپ نجف ) مسندا از طريق عامّه نقل كرده است ، و مجلسى ( ره ) در ثامن بحار در باب امور واقعه در باب خلافت حديث را از هر سه كتاب سابق الذكر نقل كرده و بموارد اختلاف و ببيان الفاظ محتاج بتوضيح آنها پرداخته است ( ص 38 - 44 ) و در حقّ اليقين نيز بترجمهء محصّل حديث چنان كه شايد و بايد پرداخته است و مناسب است كه در اينجا بنقل آن ترجمه بپردازيم و هر كه طالب نصوص احاديث مذكوره باشد بموارد اشاره شده مراجعه كند . مجلسى ( ره ) در حق اليقين در فصل هشتم از فصول و مقاصد باب پنجم ، در مطلب اوّل كه در مطاعن أبى بكر است ( ص 70 - 72 چاپ معتمدى بسال 1259 ه ، و ص 170 - 176 چاپ انتشارات قائم ) گفته : « و أيضا از طرق خاصه از حضرت صادق ( ع ) و از طرق عامه از زيد بن وهب روايت كرده‌اند كه : دوازده نفر از أكابر مهاجر و انصار انكار كردند بر أبو بكر خلافت او را ؛ و حجّتهاى شافى بر او تمام كردند ، از مهاجران خالد بن سعيد بن العاص كه از بنى اميّه بود ، و سلمان ، و ابوذرّ ، و مقداد ، و عمّار ، و بريدهء اسلمى ، و از انصار أبو الهيثم بن التيّهان ، و سهل بن حنيف ، و عثمان بن حنيف ، و ذو الشهادتين خزيمة ابن ثابت ، و ابي بن كعب ، و أبو ايّوب انصارى . چون ابو بكر بر سر منبر رفت با يكديگر مشورت كردند بعضى گفتند : مىرويم و او را از منبر به زير مىآوريم ، و بعضى ديگر گفتند كه : اگر چنين كنيد كشته خواهيد شد و حقتعالى فرموده است : خود را بدست خود بتهلكه ميندازيد ، پس رأى ايشان